یکی از بهترین غزل های جواد نعمتی

برای از تو نوشتن دلیل لازم نیست

و حس شاعر و از این قبیل لازم نیست

شبیه دایره ام مرکز جهانم باش

که در تصور من مستطیل لازم نیست

بیا که با تو بخوانم سرود باران را

سپاه خسته و طغیان فیل لازم نیست

دو نیمه کن تن من را و هر دو را گم کن

برای معجزه ات رود نیل لازم نیست

قسم به چشمه ی نوری که در نگاهت بود

بهشت من تویی و سلسبیل لازم نیست

عسل نگاه تو بود و پس از چشیدن آن 

سفر به اصل تو در اردبیل لازم نیست

همین که چشم خودت را بپوشی از همه کس

رها کنی دل خود را دخیل لازم نیست

گواه من این تیغ و شاهرگی که زدم 

دلت که در گرو باشد دخیل لازم نیست

برای سینه دریدن و عاشقی کردن

یگانه دختر زیبای ایل لازم نیست

نوشتم از تو و این حس گرم مجهولم

تویی نبود و نوشتم دلیل لازم نیست

جواد نعمتی

 

/ 0 نظر / 60 بازدید